هجوم شهوتت که بالا میگرفت ؛
بکارت و نجابت نمیفهمیدی ، عصمت و قسمت را یکی میکردی
تنم میشد جولانگاه هرزگی هایت ، میعادگاه وحشی هایت
اما ارضاء که میشدی ؛
تازه میفهمیدی چه دریدهگی ها کردی
باشد ، بیا ، امشب به هجومت بیشتر از این سکوتِ لعنتی ات نیاز دارم ...