خــستم از بــغض کــهنه ی عشق

سنـگینه تــحملش تو صـــدام

خــوبه کـه بـه یـاد تـو قـــــــانع ام میتونم بگذرم از شـکوه هـام

بـاورش ســخته برام ولی مـن مــیرمو چـیـزی ازت نـمیخوام

امـا بـدون هـرجـا برم بعد تو بـغض عــشق مـیمونه از تـو برام

بـغض مـن وا نـمیشه تو صـدام خـــــــدایا یـه دریا گــــــــریه میخوام

نـفهمید اون کـه بـاید مـیدونست بـــــیشتر از جــــــون هنوزعزیزه برام

بـا جـدایی هـیچی تـموم نـمیشه عـاشق از عـاشقی سـیر نـمیشه

بـگو تـو اگـه عـــاشق نـبودی

عــاشقت از تـو دلــــگیر نمـیشــــه

بــغـض عـشق مـونده هنـوز تـو صـــــدام هنـوزم هیــــچی ازت نـمیخوام

عـاشقت بـودمو از عـاشـقیت جـزغـمت هـیچی نـمونده بـرام

اما من هنوز به پات موندم یه لحظه بی درد نـیاسودم

از جـــــدایی خـیلی اگـه گــذشته امـا هـــــــنوز بـه عـــشقت آلــــــوده ام

با جـدایی هـیچی تـموم نـمیشه

عاشق از عـاشقی ســیر نـمیشه

بــــــگو تو اگـه عاشق نـبودی عـــــــاشقت از تو دلـگیر نـــــمـیشه

بـا جـدایی هــیچی تـموم نـمیشه عـاشق از عـاشقی سـیر نمـیشه
بـگو تو اگه عاشق نبودی عاشقت از تو دلـگیر نمیـشه