گفتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداری
گفتم این كلمه را از حفظ نمی گویم از ته دلم می گویم ، گفتی دلم را نیز باور نداری
سكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشیدم. مدتی سكوت با چشمانی خیس
گونه ام خیس شد و قلبم شكسته
گفتی كه تو قلبم را شكستی ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكست
گفتی سكوت كن میخواهم گریه كنم ، من نیز سكوت كردم و با گریه تو نا آرام شدم و اشك ریختم