نمی دانم شاید بیم آن داری که در دل راز خود را پنهان داری
چگونه می توانم ترانه ات را نخوانم وقتی چونان پرنده ای سبکبال از حصار قلب من پر کشیدی.
تمامی احساسم را در عمق اشکهایم حصار کرده ام
و تمامی اندیشه ام را،
حس تلخ دلتنگی ای را که تو برایم به ارمغان آوردی با پائیز قسمت کردم
شاید با اولین نسیم آن را برایت هدیه آورد.
در هبوط سرد با هم بودنمان چه ساده دل بریدی
و چه تلخ بهار سبز با هم بودنمان
به پائیز غمناک جدایی رهنمون گردید